مارسین بوندارویچ، روزنامه نگار و کاریکاتوریست لهستانی، در سال 1976 در استاراکویس به دنیا آمد. او در عین حال یک نقاش، عکاس و شاعر هم هست. او این روزها به صورت آزاد کار می کند. او از تکنیکهای سنتی و دیجیتال استفاده می کند. مارسین از مدتی قبل به شکل تخصصی به تصویرسازی برای روزنامه ها مشغول بوده است. او برای چند روزنامه و مجله لهستانی و بین المللی کار می کند.
از چه زمان به شکل حرفه ای به طراحی مشغول شدید؟
دقیقا نمی توانم بگویم از کی. این یک فرآیند طولانی شامل مشاهده، پیدا کردن فرم درست حالت چهره و آن زبان تصویری مخصوص خودم بود. هر چه سعی کنی جدی تر باشی، ریسک مورد انتقاد قرار گرفتن نیز بالاتر می رود. در این حالت شما به یک هدف برای نشانه گیری تبدیل می شوی. هیچ چیز در اندیشه انتزاعی رخ نمی دهد.
کاریکاتوریست ماهر، با نگاه نافذ و ژرف بین خود، همیشه موضوعات جالبی پیدا می کند و با کشیدن پرتره آنان در مناسبترین حالت، احساسات را به غلیان می آورد. او می گوید: هدف نیست ، بلکه راهی است برای جلب توجه به موضوع با شیوه ای جذاب و و پرکشش. عامل مهم در طراحی من این است که آثارم را به شیوه حسب حال گونه نمایان می سازد. من به توصیف زندگی فردی می پردازم که او را خوب می شناسم.
چه چیزی در زبان سیاست هست که به شما الهام می بخشد؟
من همیشه از رنج و مصیبت بشر و بی عدالتی در اجتماع حیرت زده بوده ام. به محض اینکه کلمه «مشکل» از هر کجا به گوشم برسد، همیشه آماده ام که به سرعت خود را به آنجا برسانم. آنان که حقیقت را به زبان می آورند برای من از همه مهمترند. علیرغم اینکه فاصله جغرافیایی مردم جهان را از هم جدا می کند، من می خواهم که آنها را به هم نزدکی تر کنم و تا حد ممکن خودم را در اختیار آنها قرار دهم.
آیا فکر می کنید باید برای آزادی بیان محدودیت قائل شد؟ اگر جواب مثبت است پس، افراد از چه حد و حدودی نباید پا فراتر بگذارند؟
بسیار بستگی به وجه تمایز، شخصیت و اخلاق و رفتار او نسبت به دیگران و اصول اصل زندگی او دارد. اما همیشه یک خط قرمز و محدودیت وجود دارد که نباید از آن پا فراتر نهاد.
قدرت کلمات می تواند باعث دلخوری شده و یا اینکه حیات بخش باشد. کلمات همانند چاقو دارای قدرت برندگی هستند. مخرب و در عین حال مرگ آور نیز هستند. به نظر من یک کارتون دارای یک چنین نیرویی است. اسلحه ای است در دست یک طراح یا کارتونیست که می داند چگونه از آن استفاده کند.
آ یا طبق گفته شده فقط یک نوع آزادی بیان داریم و یا اینکه چند نوع؟ (با توجه به فرهنگهای گوناگون و کشورهای مختلف.)
واژه آزادی یک اصطلاح انتزاعی است. نفاوتهای دینی، فرهنگی و سیاسی جهان را تقسیم بندی می کنند. ما زمان و نیروی کافی برای به هم نزدیک کردن آنها نداریمو این باور که ما می توانیم قوانین جدید از بازی در این دنیا وضع کنیم، آرمان گرایانه است. تنها کاری که ما می توانیم انجام دهیم، تلاش برای درک تفاهم بهتر و تحمل بیشتر همسایگان است. ما باید بدون آزار دادن دیگران به سمت جلو حرکت کنیم.
نظر شما درباره مسابقه کارتون هولوکاست که توسط روزنامه ایرانی به نام همشهری در پاسخ به چاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام در چند روزنامه اروپایی، برگزار شد چیست؟
من در خصوص این مسابقه باید بگویم که احساس ناخشنودی و اندوه با خود دارم. من فکر می کنم که کاریکاتورها خود زبان گویای خود هستند. اگر بنا باشد که محکوم شوند، پس بگذاریم که محکوم شوند. خوانندگان می توانند فرق بین کوچک و بزرگ را تشخیص دهند. من، خود نیز به عنوان یک محرکه، چند کاریکاتور برای مسابقه طراحی و فرستادم اما من در قبال این قضیه مصون هستم که چرا که هیچ وقت دیگران را مورد حمله قرار نمی دهم.
آیا تا به حال هیچ یک از آثار شما سانسور شده است؟ اگر جواب مثبت است، بگویید چرا و در چه شرایطی؟
بله، تا به حال اتفاق افتاده. همیشه کاریکاتورهایی که سیاستمداران کشورم را نشان داده مورد سانسور قرار گرفته اند. نمی توانم اسم این اشخاص را به زبان بیاورم چرا که اگر درباره آنها صحبت کنم، توجهی در خورشان نیست و نباید، به آنها می شود.
آیا خودسانسوری را درباره خود به اجرا در می آورید؟ مشکل ترین موردی را که می توانید به آن اشاره کنید چیست؟
تنها موردی که می توان نام برد، موردی بود که عمدی و آگاهانه بود. اگر تماس با موضوع انتخابی آزاردهنده باشد، آن را رها می کنم و دیگر جلوتر نمی روم. دوست دارم که تجربه کنم، اما از تکرار چنین اشتباهی پرهیز می کنم.
آیا فکر می کنید که طراحی کارتون یک قدرت سیاسی است که می تواند رفتار مردم را تغییر دهد؟
بله، طنز قدرت زیادی دارد. نباید فراموش کرد که طنز قدرت یک اسلحه را دارد. در دستان یک دیوانه می تواند بسیار ویرانگر باشد. گاهی اوقات از خودم می پرسم که آیا اعطای مدرک طراحی کارتون قابل قباس یا هم تراز با دادن جواز حمل اسلحه نیست. برای پاسخ به قسمت دوم سئوال که: آیا کارتون می تواند رفتار مردم را تغییر دهد یا نه، باید بگویم که من معتقدم که کارتون تهدید به این کار می کند و نوعی ترس به وجود می آورد.
اگر کارتون به اندازه کافی تاثیرگذار و به ذهن آورنده باشد که بتواند بر روی ضمیر ناخودآگاه مردم اثر بگذارد، سپس می توان گفت که این قدم مهم اول در روند تغییر طرز تلقی در رفتار مردم است (اما آنها در ابتدا باید از شمول آن برخوردار باشند). بحث فقط بحث زمان است، اما به نظر خود من بشر، کامل نیست، او همیشه به دنبال آسان ترین راه است.
آیا فکر می کنید که یک طنزپرداز یا کارتونیست، هنرمند، روزنامه نگار و یا هر دو آنهاست؟
این سئوال برای من بسیار عادی است و با آن آشنایی دارم چرا که من به واقع یک ژورنالیست تلویزیونی هستم. در حال حاضر با همکاری بخش سردبیری روزنامه خودم به طراحی کارتون طنز می پردازم. اگر به شغل طراحی کارتون با طنز مشغول هستید، باید طبق وجدان خود کار کنید و به انتخاب خود حقیقت را بگویید، نه اینکه نظرات سیاسی سردبیران و یا مدیران هنری را بیان کنید.
همیشه باید ماموریتی که انجام آنرا پذیرفته اید، به خاطر داشته باشید. نزدیک مردم باشید و دور دولت شغل طراحی کارتون مشترکات زیادی با روزنامه نگاری دارد.
اما برای اینکه از کار لذت ببرید باید موضوعات و مواردی را که با آنها سر و کار دارید به زبان تصویر ترجمه کنید و احساسات ناظرین یا همان تماشاچیان را به حرکت درآورده و جان ببخشید. برای انجام این مهم، باید هنرمند باشید. این آن چیزی است که با تخیل مشترک خواننده پیوند و اتصال برقرار می کند.
آیا به نظر شما، نقش یک کارتویست خنداندن مردم و یا به تفکر وادار کردن آنهاست؟
تفکر از بیشترین اهمیت برخوردار است، چرا که علت ازلی و لایتغیر است. خنده موقتی است.
کشیدن کاریکاتور چه کسی و در چه شرایطی، سخت است؟
من هرگز نمی توانم برای ساخت یک جهان بهتر، طرح و فرم جادویی بکشم، چرا که من خودم جزئی از آن هستم.
* بدیهی است هر گونه استفاده از این مصاحبه اختصاصی بنیامین هین با مارسین بوندارویج باید با اخذ مجوز کتبی از ایران کارتون باشد.
* ترجمه انگلیسی و فرانسوی این مصاحبه در تاریخ 20 فروردین ماه در ایران کارتون لاتین آمده است .برای دیدن این مطلب و آثار مارسین بوندارویج لطفا اینجا را کلیک کنید.


